داستانک((نور))

Smile y face

داستانک ((نور))

همیشه کبریتی،همراهش بود،

اماخودش نیز،دلیلش را نمی دانست.

شبی در جنگل راه خود راگم کرد،

هرچه کبریت کشید، بی فایده بود،

راه ناپیدا بود...

دانست، که برای پیدا کردن راه،

باید به سراغ خورشید رفت.

/ 0 نظر / 21 بازدید